آسيب شناسي عوامل چرخه توليد در ناكامي اشتغال
آسيب شناسي عوامل چرخه توليد در ناكامي اشتغال
در مبحث IT داده ها به سيستم پردازش داده مي شوند تا به ستاده تبديل گردند معمولاً داده ها متعدد ولي ستاده ها حداقل , يا واحد هستند . اين مثال را براي آن زدم تا اينكه آنچه مي خواهم بيان دارم به راحتي قابل درك باشد . توليد بهره وري اشتغال از جمله مؤلفه هاي اقتصادي هستند كه مي توان به آن ستاده هاي اقتصادي تشبيه كرد و داده ها نيز مي توانند عواملي چون منابع اوليه , سرمايه , نيروي انساني و ... باشند كه از پردازش اين عوامل هر كدام از ستاده هاي اشاره شده حاصل گردند .
عوامل توليد به مثابه يك چرخه , مكمل و لازم و ملزوم يكديگرند يعني هر كدام به تنهائي شايد لازم باشند ولي كافي به نظر نمي رسند در چرخه توليد عواملي چون منابع اوليه ( منابع طبيعي ) , سرمايه , نيروي انساني , مديريت و تكنولوژي را مي توان نام برد البته عامل اخير يعني تكنولوژي به جهت اهميت طي سالهاي اخير وارد اين چرخه شده است .
قبل از بررسي اجمالي هر يك از عوامل فوق لازم است تعاريف اشتغال و انواع آن را بيان دارم .
اشتغال : استفاده بهينه از عوامل توليد .
اشتغال كامل : يعني استفاده كامل از عوامل توليد .
اشتغال ناقص : هنگامي كه از عوامل توليد خصوصاً سرمايه و نيروي كار استفاده بهينه نشود .
اشتغال اشباح شده : حالتي را كه از همه عوامل توليد خصوصاَ نيروي كار و سرمايه از حد ظرفيت آنها بيشتر استفاده نشود كه در اين حالت بازده عوامل توليد كاهش و هزينه توليد بالا مي رود با عنايت به تعاريف مذكور بهترين حالت همان حالت اشتغال كامل است يعني استفاده از عوامل توليد خصوصاً نيروي كار و سرمايه .
عوامل توليد زماني معنا پيدا مي كنند كه در كنار هم و دريك چرخه سالم قرار گيرند و منجر به توليد , اشتغال , بهره وري شوند .
الف ) منابع اوليه : از جمله عوامل توليد مي باشند كه معمولاً بطور نسبي براي هر كسي يا هر جامعه اي مهيا مي باشند بعنوان مثال زمين حاصلخيز يا ذخاير زيرزميني مانندنفت , گاز و ساير مواد اوليه .
ب ) دومين عامل چرخه توليد را مي توان سرمايه نام برد سرمايه چيزي نيست كه مانند منابع طبيعي كه خدادادي باشد بلكه با درايت و تدبيرمردمان يك كشور چون پس انداز و يا از طرق ديگر بايد به آن دست يافت كه در بدست آوردن سرمايه تدبير و مديريت و درايت همه مردم يك كشور را مي طلبد .
ج ) سومين عامل , عامل نيروي انساني است نيروي انساني معمولاً در بعضي جوامع بدليل عدم برنامه ريزي با تراكم مواجه است و اين امر براي كشور مشكل ساز خواهد بود و پديده بيكاري مشكل اين نوع بي برنامگي است و در بعضي جوامع هم بدليل رشد منفي جمعيت با كمبود مواجه هستند كه اين هم بدليل بي برنامگي مديران جوامع است كه منجر به مشكلاتي چون مهاجرتهاي ناخواسته خواهد شد و خود مهاجرت نيز معضلاتي را براي چنين كشورهائي به دنبال خواهد داشت .
د ) چهارمين عامل , عامل تكنولوژي مي باشد با توجه به پيشرفت علوم و فنون و تغيير رويكرد انديشمندان اقتصادي نسبت به دنياي اقتصاد خصوصاً بعد از انقلاب صنعتي بويژه در سالهاي اخير كه با رونق علم IT موجه هستيم جوامع را از اين منظر ( تكنولوژي ) دچار تحولاتي چشمگيري كرده است لذا بدين جهت تكنولوژي را يك عامل بسيار مهم و لازم نه كافي در چرخه توليد بايد ديد .
و ) و بالاخره آخرين عامل چرخه توليد يعني عامل مديريت : اگر چه هر كدام از عوامل بسيار مهم و لازم مي باشند ليكن عامل مديريت به نظر نگارنده شايد مهمترين عامل در چرخه توليد مي باشد .
اما در بحث آسيب شناسي عوامل توليد در اقتصاد ايران خصوصاً طي سالهاي اخير جائي بس تامل دارد ايران اسلامي از جمله كشورهايي است كه عوامل توليد در تمام مناطق ايران به اندازه لازم قابل دسترسي مي باشد و به قول معروف كشور چهار فصل است كه داراي منابع بسيار غني و كافي در جاي جاي كشور موجود است , بعنوان مصداق :
1 ـ به لحاظ كشاورزي عليرغم كمبود آب به جهت قرار گرفتن در طول و عرض جغرافيايي كره خاكي ليكن تحولي كه طي سالهاي بعد از انقلاب بويژه ازسال 68 به بعد در امر سد سازي شده است و اين شاخص ( سد سازي ) را مي توان يكي از شاخص هاي پيشرفت بيان داشت و همچنين وجود زمين هاي حاصلخيز چون دشت خوزستان , دشت گرگان , دشت مغان و دشت قزوين و ساير مناطق مشابه حاصلخيز را از پتانسيلهاي خوب دانست كه در صورت تدبير و درايت مي توان در چرخه توليد بهينه از آن استفاده كرد در بخش دام و طيور وجود مناطقي چون استانهاي لرستان , كهگيلويه و بوير احمد , اردبيل , آذربايجان شرقي , فارس و ... از پتانسيلهاي بسيار مناسب جهت توليد در اين بخش دانست كه متاسفانه به خوبي مديريت نشده است .
2 ـ بلحاظ صنعت اگر چه گامهاي بسيار خوبي طي سالهاي اخير برداشته شده است اما ذكر چند نكته خالي از لطف نخواهد بود تا اندك چالشي كه در اين ميان نهفته است برطرف گردد اين كه بخواهيم توسعه صنعتي بطور مساوي و به يك نسبت بدون توجه به پتانسيل هاي بالقوه موجود در مناطق كشور ايجاد نمائيم گزينه درستي نباشد . تجربه كشورهاي پيشرفته خصوصاً كشورهاي اروپائي شايد بد نباشد استفاده از خوشه هاي صنعتي و توزيع صنعت در شهركهاي صنعتي بر اساس اين خوشه ها مناسب ترين گزينه در توسعه و بهبود صنعت كشور مي تواند باشد بعنوان مثال خوشه هاي صنعتي بايد به تفكيك صنايع غذائي , صنايع سلولزي , صنايع شيميائي , صنايع ساختمان و صنايع خودرو با توجه به پتانسيلهاي بالقوه موجود همچون نوع و كيفيت و كميت نيروي انساني , آب و هوا , وجود راههاي مواصلاتي موضوع صادرات و واردات بازار مورد نياز , عوامل زيست محيطي وعوامل بسياري ديگر توزيع گردند و اين يعني توسعه صنعت به معناي واقعي .
3 ـ در بخش خدمات متاسفانه با چالشهاي بيشتري مواجه هستيم نگارنده قبلاً در مطلبي بيان داشته كه اولاً ظرفيت ها در بخش صنعت و كشاورزي با محدوديت مواجه است . ثانياً : بر اساس نظريه تله جمعيتي مالتوس با افزايش جمعيت بصورت تصاعد هندسي مواجه هستيم و لذا آنچه بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد تا مشكل اشتغال را بتوان برطرف نمود توجه ويژه به بخش خدمات است الحمدالله در كشور ايران اسلامي در بخش خدمات نيز پتانسيلهاي خوب و ارزنده اي است كه به آن توجه نشده است و يا اگر شده بسيار ناچيز بوده است . بعنوان مثال گردشگري مي تواند هم در ايجاد اشتغال و هم در ايجاد بهره وري بسيار مناسب باشد چرا كه كشوري با تمدني كهن و آثار باستاني متعدد و به لحاظ جغرافيايي و تنوع آب و هوائي و همچنين موقعيت استراتژيك براي خيلي از جهانيان قابل اهميت است ليكن بدليل عدم توجه و عدم مديريت صحيح تاكنون موفق نبوده ايم در نهايت در بخش خدمات با مديريت صحيح مي توان 50 تا 60 درصد اشتغال را در بخش خدمات ديد .
در بحث تكنولوژي هم اگر چه نسبت به بعضي از دول جهان كمي عقب هستيم ولي با توجه به نيروي جوان و با استعداد كه در كشور داريم مي توان سريع اين خلاءرا پر نمود .
كسب مقام اول در مسابقات علمي و المپيادهاي علمي , كسب بالغ بر 50 طلا در مسابقات اختراعات سوئيس و مالزي طي سال 86 , كشف سلولهاي بنيادين در امر پزشكي و موفقيت چشمگير در انرژي هسته اي مي تواند مصداقي بر ادعاي فوق باشد .
اما مهمترين چالش در چرخه توليد بنظر نگارنده عامل مديريت است از آنجاييكه اين عامل بعنوان هدايت كننده ساير عوامل محسوب مي شود در واقع مي تواند بعنوان شرط لازم و كافي باشد در بحث عامل مديريت ذكر دو نكته قابل تامل است چرا كه چالش موجود در چرخه توليد بدليل عدم رعايت نكات ذيل مي باشد . 1 ـ عدم رعايت استانداردهاي علمي در انتخاب مديران ( شرايط احراز نداشتن ) و 2 ـ ديگري چرخش و جابجائي سريع مديران از جمله نكاتي هستند كه باعث شده تا چرخه توليد در اين قسمت بلنگد .
به اعتقاد راسخ در حل مشكل اشتغال اگر در عامل مديريت توجه كافي و لازم شود ساير منابع از آنجائيكه بطور نسبي قابل دسترسي مي باشند موفق خواهيم بود آنچه كه امروز موجب خلل و خدشه در چرخه توليد شده است عدم استفاده بهينه از ساير عوامل مي باشد و اين يعني مديريت چراكه كاملترين تعريف مديريت در علم مديريت يعني استفاده بهينه از منابع و عوامل توليد ./ك
ناصر شفيع آبادي